تبليغاتX
بازگشت

heche

پردیس

heche

http://heche.blogfa.com

بازگشت

بازگشت

بازگشت

تا آخر تابستون من هر روز میام
تو هم بیا من خوشحال میشم پردیس

بازگشت

یه کم شعر
 

به نام خدا

وای باران

باران

شیشه ی پنجره را باران شست   

از دل من اما

چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

آسمان سربی رنگ

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ

می پرد مرغ نگاهم تا دور

وای باران

باران

پر مرغان نگاهم را شست.

از منظومه ی "ابی خاکستری سیاه"حمید مصدق.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 اسفند1387ساعت 5:25 بعد از ظهر توسط پردیس |
یه حدس کوچولو
ساعت ها صورتم رو به شیشه ی سرد پنجره میچسبونم و با خودم میگم چی شد که اینجوری شد چه جوری شد هم خودم نمیدونم ولی یهو اشکام راهو میگیرن سرازیری و طعم شورشون یادم میندازه باز هم نتونستم جلوی گریه هامو بگیرم دلم واسه شیشه که خیس میشه از اشکام و بخار نفسم کدرش میکنه میسوزه...اما واسه خودم بیشتر میسوزه...که تو تنهایی خودم اشک میریزم و تنها شاهدم یه شیشه ی سرده ...بعد یهو انگار تو دلم آتیش رو شن میکنن...۲ ثانیه بعد انگار با مایه ی کیک اشتباه گرفتنش و با همزن برقی افتادن به جونش...بعد هم قیافم میشه مثل کسایی که رفتن سازمان انتقال خون...گچ...سفید...بعدم می یوفتم رو تختم ...اونقدر گریه میکنم که خوابم ببره...از این خوابهای مرگی که تا فرداش هم نمیشه بیدارم کرد...

اگه تونستین حدس بزنین این متن واسه کیه و چرا نوشتم یه جایزه ی خوب پیش من دارین

بای

ویرایش:جایزه اش یه چیز خوباصلا"به انتخاب خود برنده

+ نوشته شده در سه شنبه 19 شهریور1387ساعت 2:43 قبل از ظهر توسط پردیس |
چراغ چشم تو
تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم؟

شب از هجوم خیالت نمیبرد خوابم.

تو چیستی که من از موج هر تبسم تو

بسان قایق سرگشته روی مردابم

فریدون مشیری(آه باران)

سلام

راستش نمیدونم چی بنویسم ...هیچ کس هم که شکر خدا کمکی نمیکنه و نمیگه که چی بنویسم بهتره

خودم چند تا پیشنهاد دارم:

۱.میتونم دوباره طالع بینی بذارم(هر کی دوست داره تو نظرها بگه براش بذارم البته باید باروز بگه فقط ماه کافی نیست)

۲.شعر بذارم-یا مثلا"چیزهای رمانتیک

۳.چیز خاصی نذارم و کلا"همینجوری هر چی دوست دارم بنویسم

۴.هیچ کدام و همه ی موارد (گزینه ی مفیدیه)

 با تشکر از کسی که سعی کرد به من ایده بده میخوام بگم من با ایده هاش موافق بودم ولی طول میکشه تا بتونم از اون ایده ها استفاده کنم

دلم واسه خیلی از بچه ها که دیگه نمییان تنگ شده مثلا":لیلا گوگولی-ریموس-لاور هری-وخیلی های دیگه امیدوارم دوباره برگردن

ازنازنین جون-تکی جون-میناجون-آرین جون-نوگل جون-الیکاجون-الی شبح عزیزوهمچنین پردیس جون و موزی عزیز ونیلسا و حامدواسه اینکه نظر دادن تشکر میکنم

(سنت قدیمی جواب نظر ها رو یادتونه؟)

باتشکر

قربون همه

بای

+ نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت 9:34 بعد از ظهر توسط پردیس |
ستاره
"در چشم ستاره"

در پهنه ی دشت رهنوردی پیداست

وندر پی آن قافله٬گردی پیداست

فریاد زدم ـ"دوباره دیداری هست؟"

در چشم ستاره اشک سردی پیداست.

فریدون مشیری -تا صبح تابناک اهورایی

سلام به همه ی دوستای گلم بعد از ماه ها

با یه شروع تازه من دوباره برگشتم و اومدم که تا آخر تابستون هر روز بیام(بعدش حسابان ولم نمیکنه که توی نت بیام)

پیشنهاد بدین چی کار کنم وبم بهتر بشه و اینا دیگه اینکه از همه ی دوستای گلم متشکرم مخصوصا" نازنین که هیچ وقت منو تنها نذاشت.

یه چند تا چیز تو ادامه مطلب میذارم(۲۱راه برای حالگیری دخترها-الفبای عاشقانه زندگی-فرق عاشقی با دوست داشتن-خطای چشم) دوست داشتی برو ببین نداشتی هم که هیچ

نظر هم زوری نیست دوست داشتی بده دوست نداشتی هم بده

راستی ۵ مرداد وبلاگم۲ ساله میشه تولدش مبارک

قربون همه

بای

+ نوشته شده در پنجشنبه 3 مرداد1387ساعت 3:51 بعد از ظهر توسط پردیس |
کوچه
بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

 شدم ان عاشق دیوانه که بودم

در نهان خانه جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید

 عطر صد خاطره پیچید

یادم امد که شبی با هم از ان کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در ان خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب ان جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت

اسمان صاف و شب ارام

 بخت خندان و زمان رام

خوشه ی ماه فرو ریخته در اب

 شاخه ها دست بر اورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به اواز شباهنگ

یادم اید تو به من گفتی:

از این عشق حذر کن

لحظه ای چند بر این اب نظر کن

اب ایینه ی عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

 باش فردا که دلت با دگران است

 تافراموش کنی چندی از این شهر سفر کن

با تو گفتم حذر از عشق؟! ندانم

سفر از پیش تو؟هرگز نتوانم

نتوانم!

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

چون کبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم

باز گفتم که :تو صیادی و من اهوی دشتم

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم ٬نتوانم!

اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب ٬ ناله ی تلخی زد و بگریخت ...

اشک در چشم تو لرزید

ماه بر عشق تو خندید

یادم اید که:دگر از تو جوابی نشنیدم

 پای در دامن اندوه کشیدم

نگسستم نرمیدم

رفت در ظلمت غم ان شب و شبهای دگر هم

نه گرفتی دگر از عاشق ازرده خبر هم

نه کنی دیگر از ان کوچه گذر هم ...

بی تو اما به چه حالی من از ان کوچه گذشتم

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 15 مهر1386ساعت 6:39 بعد از ظهر توسط پردیس |
اولین سلام
سلام

من یاس هستم نویسنده جدید این بلاگ که خیلی هم بد قولی کردم اخه میدونید واسه یه مریضی الکی ۲ هفته بیمارستان بودم حلا هم که یه تحول کوچولو در وب میخواهم پدید بیاورم یه مطلب کوچولو میذارم تا بعد .با تشکر از همه.

شاعر و فرشته ای باهم دوست شدند....

فرشته پری به شاعر داد و شاعر ٬ شعری به فرشته...

شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعر هایش بوی اسمان گرفت .....

فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت...

خدا گفت:دیگر تمام شد...دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار میشود ...

زیرا شاعری که بوی اسمان بشنود ٬ زمین برایش کوچک است ...و

فرشته ای مزه عشق را بچشد٬اسمان برایش کوچک.

با تشکر از پردیس گلم که اپ نکرد تا من اپ کنم

و جواب چند نفر از دوستان:

نازنین عزیز مرسی گوشزد کردی اخه من فکر میکردم اخلاق پردیس واسه شماها قابل تحمله ولی حالا که انگار شماها مثل خودشین...خب من دخالت اضافی نمیکنم

اما عزیز مرسی از نظرتون پردیس گفت بگم جمعه یا شنبه وقتش ازاد میشه

مرجان عزیز مرسی از لطفتون

سالازار بیگ هرو اف(چرا انقدر طولانیه؟)پردیس جوابتون رو داد ولی من از شما به خاطر نظرتون در رابطه با خودم تشکر میکنم

بهار عزیز من و پردیس با همکاری هم وبلاگ داری میکنیم

عدنان عزیز چشم من سر میزنم

ارین عزیز به شما هم سر میزنم

بای

+ نوشته شده در پنجشنبه 11 مرداد1386ساعت 4:12 بعد از ظهر توسط یاسی |
سلام

من نویسنده ی جدید این بلاگم تا چند روز دیگه با یه اپ خوب برمی گردم

+ نوشته شده در دوشنبه 18 تیر1386ساعت 8:53 بعد از ظهر توسط یاسی |
سین مثل سلام
سلام

از ذوق دارم احساس خفن خفگی میکنم نمیدونم چی بنویسم دستام داره میلرزه باور کنید همین دیشب از مسافرت برگشتم امروز هم که تا ظهر مدرسه بودم(همون کلاس تابستونی های بیخود)خداییش دیگه دلم نمیخواست بیام تو نت ولی هی این ایکن وصل شدن به نت رو دسک تاپم چشمک زد واقعا" از دوستای گلم کمال تشکر رو دارم از تمام اون با وفا هایی که هنوز منو یادشون بابا مازیار تو کجا بودی یهو ؟دلم برات حسابی تنگ شده بود باور کن اگه نشونی هم نمیدادی من داداش خل و چلم رو یادم بود تو که رفتی و من فکر کردم فراموشم کردی ولی نه بابا بازم به شماها دوستای قدیمی نازنین جونم الهی قربون شکل ماهت برم روی ماهت رو میبوسم دلم برات تنگ شده بود تکی جونم از حالا تا اخر مرداد دربست در خدمت شماها هستم حالم هم ای خوبه نفسی میکشیم دیگه الی شبح به همین زودی پری شبحو یادت رفت اون نوشابه اتشین رو یادته ؟ایول چقدر خوب بود خودم هم خوبم خوب خوب تا وقتی که دوستای قدیمی نظر بدن من حالم خوبه.

دیگه اینکه از بی جان عزیز و متحدان عزیز و ریکاردو جونم وارش و عروسک عزیز و نیوشا جونم که انگار با من قهری کمال تشکر رو دارم بهتون هوارتا سر میزنم.

 

دیگه اینکه اماجونم چشم بهت میزنگم گلم .خوشحالم که سر زدی فدااا

به همتون سر میزنم و قول میدم تند تند بیام

اگه اسم کسی جامونده منو به بزرگی خودش ببخشه

 

قربون همتون 

                  همون پردیس خل و چل همیشگی

+ نوشته شده در یکشنبه 17 تیر1386ساعت 5:55 بعد از ظهر توسط پردیس |
شبیه کدوم شخصیت هری پاتر هستید؟

It's a tie!

You are part Harry. You're a loyal and courageous friend. You'd do anything to protect the people you love, especially if it'll get you a break from class for a little while.
You are part Fred and George. You're a joker at heart, but when push comes to shove, you know what's important.


سلام

این نتیجه تستی هست که من دادم

شما هم بریداینجاتست بدید خیلی باحاله...

از همه ی کسایی که نتونستم بهشون سر بزنم معذرت میخواهم.

بای

ویرایش خودتون رو خسته کنید و لطفا" در نظر سنجی ام شرکت کنید.باتشکر فراوان

+ نوشته شده در پنجشنبه 10 خرداد1386ساعت 2:58 بعد از ظهر توسط پردیس |
به علت استقبال بیش از اندازه ی شما تجدید پست میکنیم

سلام یادمه اون موقع ها یه چیزی بود به نام نظر که پایین هر پست جایی داشت و هر کسی که میومد تو وبلاگ روی اون کلیک میکرد و توی اون نظرش -پیشنهادش -انتقادش-حرفش و هر چرت و پرت دیگه ای که دوست داشت و دلش میکشید توی اون مینوشت یادمه در گذشته های دور تعداد این چیزها(نظرها)به مقداری بود که پدر نویسنده ی بد بخت وبلاگ در میومد و واسه جواب دادن به اونا هفت جد و ابادش جلو چشمش رژه میرفتن اخرش هم طاقچه بالا میذاشت و میگفت به علت وفور نظر و تنگی وقت جواب نظرا باشه واسه بعد و اینگونه بود که به مرور زمان فرایند نظر و اینا ور افتاد (و هیچ کس نمیتونه بگه که اینجوری نشده و بی بخار نشده حتی خود من)تازه یادمه اون موقع ها یه چند تایی هم دوست با معرفت داشتیم که اگر توی اتاق عمل یا پای چوبه ی دار هم بودند نظر میدادند البته گوشزد کنم اینا ماله گذشته های خیلی دوره پارسال این موقع ها هممون در حال ترکوندن بودیم امسال در حال ترکیدن ...حالا چرا اینجوری شده و این چه وضعیه الله اعلم والا به خدا منیکی که خبر ندارم انگار گرد خواب و بی بخاری رو ملت پاشیدن به هر حال من اینپایین یه مطلب کوتاه میذارم خواستین بخونین نخواستین هم نخونین به درک !ولی اگر یه با معرفتی هوس کرد نظر بده لطفا" اگر وبلاگ داره و بدش نمیاد من بهش سر بزنم ادرس وبلاگش رو پایین نظرش بذازه که من با مشکل کمبود وقت و بی معرفت شدن مواجه نشم....

گل

     احساس

                  مهربانی

رز سرخ:عشق بی ریا - زیبایی-شجاعت-احترام-تبریک -دوستت دارم!

رز سفید:پاکی-معصومیت-راز-سکوت-فروتنی-احترام-عشق من به تو عمیق و خالصانه است!

رز صورتی:قدر دانی-متشکرم -وقار-ستایش-همدلی-لطافت-شادکامی!

رز زرد:شادمانی-رفاقت-شوق -حسادت-اغازی دوباره-فراموشم نکن-معذرت میخواهم!

رز بنفش:عشق در نگاه اول !

رز نارنجی:اشتیاق-شیفتگی-ارزو!

غنچه رز :نماد پاکی!

یک شاخه گل رز:سادگی-سپاسگذاری-عشق تازه!

دسته گل رز:قدر دانی!

دسته گل رز کوچک:من به یاد تو هستم !

رز قرمز سیر :سوگواری!

اونقت که تو به نماز استاده ای انچنان به سخنانت گوش میدهم که انگار همین یک بنده را دارم ولی...........تو چنان از من غافلی که انگار هزاران خدا داری...........

خب اینا هم تموم شد امیدوارم از حرف هام ناراحت نشده باشید من منظور بدی ندارم کاری؟امری؟ فرمایشی؟ندارین؟

قربون همگی بای.

+ نوشته شده در سه شنبه 4 اردیبهشت1386ساعت 5:13 بعد از ظهر توسط پردیس |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا